Storyline
دفعه بادبانها فقط در باد میلرزند هنگامی که رونوشت فاکتا هومان در حرکت است. زنان دربارهٔ هر وضعیت اظهار نظر میکنند. اویلس در مواقع لازم ایستادگی میکند، اما یکا تنها وقتی واقعاً مهم است دهانش را باز میکند... دو زوج با هم به اردوگاه میروند تا جشن مِدسِمر را برگزار کنند. شبی تابستانی پر از سردرگمی و انفجارهای عاطفی در انتظار آنها است.