خط داستانی
گلوریا، دختر یک خانواده ثروتمند، بالاخره بیشتر پول پدرش را خرج کرده است. او با تونی ازدواج میکند، که به اندازه او ولخرج و بیپروا است و آنها به لذتبردن از زندگی ادامه میدهند. پدربزرگ ثروتمند تونی، آدام پچ، میمیرد، اما به تعجب آنها، چیزی به تونی نمیگذارد. این زوج سعی میکنند واقعاً برای زندگی کار کنند، اما از آن خوششان نمیآید و به ولخرجیهای خود بازمیگردند. چیزی باید تغییر کند و به زودی این اتفاق میافتد.