خط داستانی
در سان فرانسیسکو، سیلویا داگلاس و نامزدش، جیمز کالهان، که یک مجرم اصلاح شده است، پس از اینکه جیم، از ناتوانیاش در پیدا کردن شغل ناامید میشود، دوباره به جرم روی میآورد و یک گردنبند الماس را میدزدد. گراهام، یک کارآگاه، او را تعقیب میکند تا به یک جزیره متروک در اقیانوس آرام جنوبی برسد، جایی که یک گانگستر قاچاقچی، ماردوک، او را به اسارت میگیرد. کالهان به یک دختر بومی به نام لئون عاشق میشود و سیلویا برای محافظت در برابر ماردوک به گراهام روی میآورد. فوران یک آتشفشان برای همه مشکلاتی ایجاد میکند.