خط داستانی
ملوان جو هارت که در حال گذراندن مرخصی خود در یک قمارخانه است، پس از باخت شدید، اسلحهاش را به لوری رابرتز جوان میفروشد. پس از اینکه هارت دوباره آخرین سکهاش را میبازد، قمارخانه را ترک کرده و برای بازگشت به کشتیاش یک ماشین را میدزدد. در آن شب، یک قمارباز خشن به نام "موش" لوری را که او هم باخت بدی داشته متقاعد میکند که بالدی، صاحب قمارخانه، فاسد است و هر دو به قمارخانه برمیگردند تا گاوصندوق را بشکنند. در حین سرقت، موش بالدی را با اسلحه جو میکشد و پس از اینکه به خاطر سرعت غیرمجاز دستگیر میشود، جو به جرم قتل بازداشت میشود.