خط داستانی
زمانی که ماشین او در حومه شهر خراب میشود، اسنیفلز موش در یک آسیاب قدیمی پناه میگیرد، جایی که با "خفاشی"، یک خفاش کوچک که به طور مداوم صحبت میکند، ملاقات میکند و بعداً او اسنیفلز را از یک گربه گرسنه نجات میدهد.
زمانی که ماشین او در حومه شهر خراب میشود، اسنیفلز موش در یک آسیاب قدیمی پناه میگیرد، جایی که با "خفاشی"، یک خفاش کوچک که به طور مداوم صحبت میکند، ملاقات میکند و بعداً او اسنیفلز را از یک گربه گرسنه نجات میدهد.