خط داستانی
"بندر عجیب" - یک کشتی باری سوئدی در زمستان 1938 در بندر گدینیا در لهستان در حال انتظار برای حرکت با زغال سنگ به سوئد است. در یک میخانه در بندر، یک کارگر بندری لهستانی سعی میکند چیزی به ملوانان سوئدی بگوید، اما به طرز بیادبانهای توسط صاحب میخانه طرد میشود. بعداً در آن شب، کارگر بندری مرده پیدا میشود. در همان شب، یکی از ملوانان سوئدی با یک زن یهودی که از آلمان نازی فرار کرده است، ملاقات میکند.