خط داستانی
یک غریبه به شهر میآید تا همسر جداشدهاش را پیدا کند. او او را در حال اداره کردن دختران محلی مییابد. او همچنین شهری و کلانی را پیدا میکند که از سایه خود میترسند و از یک مالک زمین که هرگز او را نمیبینند و از طریق دستیاران بیادب خود حکومت میکند، میترسند. این غریبه به عنوان یک آرامشدهنده شهر شناخته میشود و قبول میکند که با دریافت ۵۰۰ دلار اوضاع را مرتب کند.