خط داستانی
تابستان است. این زمان مناسبی برای عشق است، به ویژه در مکانی رمانتیک مانند خلیج تیگولیو. داستانهای مختلف: دورینا که به دنبال یک عاشق ثروتمند است؛ کلارا که به جوان والتر علاقهمند میشود در حالی که دخترش لینا سعی میکند او را نجات دهد؛ آریستارکو که برای دنبال کردن کار آدا شغلش را رها کرده، اما به ژاکلین علاقهمند است؛ رناتا که شوهرش او را به فراری پیشنهاد میدهد تا پول به دست آورد؛ مارچلو که در حال استرداد میشلین به فرانسه، قطار را از دست میدهد و عاشق او میشود.