خط داستانی
در یک شهر کوچک ساحلی در ایالات متحده با جمعیت زیادی از اسپانیایی زبانها، یک باند موتورسواری برای تعطیلات به آنجا میآید. همچنین، پل کالییر، یک تاجر، به دنبال برقراری ارتباط دوباره با دوست دختر باردارش، کارن، به شهر آمده است. پل و یکی از رهبران موتور سواران، جی.جی، سالها پیش یکدیگر را میشناختند، بنابراین وقتی باند به این زوج برخورد میکند و به رهبری بانی، پل را کتک میزنند و به کارن تعرض میکنند، جی.جی سعی میکند مداخله کند: او پیشنهاد میدهد که مسابقات موتورسواری برگزار کنند و برنده کارن را به دست آورد (او به آرامی قول میدهد که اگر برنده شود، او را آزاد کند). پس از شروع مسابقات، پل به دنبال کمک میخزد. او با بیتوجهی از یک معاون شجاعنابودشده مواجه میشود؛ او به کجا میتواند برود؟