خط داستانی
شخصیت اصلی یک حسابدار ۴۰ ساله است که زندگی آرام و بیحالی را با شوهر و پسرش که در سن مدرسه است، میگذراند. او متوجه میشود که به زودی در خانه چندان مورد نیاز نخواهد بود زیرا پسر بزرگ میشود و رابطهاش با شوهرش رو به زوال است. تنها زمانی که اختلاس در دفتر کار کشف میشود و او در برابر مدیریت خود میایستد، متوجه میشود که زندگی چیزهای بیشتری برای ارائه دارد. او با یک همکلاسی سابق ثروتمند آشنا میشود که با یک آمریکایی ازدواج کرده است. سپس با یاسک آشنا میشود و شروع به تفکر درباره امکانات یک شروع جدید میکند. او برای اولین بار عشق را کشف میکند، اما به جای رهایی، به روشهای قدیمی خود برمیگردد.