خط داستانی
نخستین روابط چگونه شکل میگیرند، با چه تعاملاتی از هم جدا میشوند یا به شریکهای دیگری میپیوندند. زنجیره این پیوندها با کریستین و ناتالی آغاز میشود که همکار و دوست هستند. کریستین متوجه میشود معشوقهاش فرانواز در حال داشتن رابطهای است و ناتالی به او توصیه میکند تا زمانی که احساساتش بهبود یابد صبر کند. ناتالی از این که معشوقش مارک نمیخواهد بیشتر با او دیدار کند خشمگین است و همزمان او نسبت به مردان گذشته خود حسادت دارد. در ادامه فرانواز با معشوق جدیدی روبهرو میشود که به او علاقه ندارد و پس از جدایی با فرد دیگری روبهرو میشود. عشق همچون جزر و مد ماهیانه دچار نوسان است و افسانه یک عشق واقعی را به چالش میکشد