خط داستانی
گربه، هِره خرگوش و حرف میزند!٬ کارِ پیترِوبرونو در میانهٔ مدرنیسمِ میانواژگانی به طور بیقراری با طبیعت سوررئالیستیِ نگرشهای اجتماعی نسبت به بدن زن مواجه میشود. با تصاویر زیبا از بیمارستان ریورویل (که پیشتر بازداشتگاه روانی بود)، این فیلم سفر شهزادگی ساوورهشِهر را دنبال میکند که در بازگویی داستانهای tabloid از خود جدا میشود تا با پریجانبهگرایی و تبلیغات پزشکیِ پدرسالارانه مقابله کند. با حضور عشقهای همجنسگرا، کاهش وزن پس از بیاشتهایی، و نیتهای نابهنجار منجر به خونریزی قاعدگی، این افسانهٔ تب دارِ پیترِوبرونو شورِ غیرمنتظرهای را درون مخاطبان برمیانگیزد.