خط داستانی
برای پیر بروشنت و دوستانش، چهارشنبه به عنوان روز احمق هاست. ایده ساده است: هر کس باید احمقی را به همراه بیاورد. کسی که احمق ترین را بیاورد برنده جایزه است. امشب بروشنت خوشحال است چون گوه ای پیدا کرده است. احمق جهانیاست. چیزی که بروشنت نمی داند این است که پیگنون نفرین شده است و استاد سابقی در به آشوب کشیدن اوضاع است.