خط داستانی
سایمون اسکنازی یک نوازنده کلارینت همجنسگرا در پاریس است که زندگی مجردی خود را به طور کامل تجربه میکند. یک روز، او پیشنهادی وسوسهانگیز از عموی همجنسگراستیز خود دریافت میکند که به دنبال ادامه میراث خانوادگی است – اگر او ازدواج کند و صاحب فرزند شود، ده میلیون فرانک و ارثیه عمویش را به دست خواهد آورد. پس از ملاقات با روزالی باومن در عروسی پسرعمویش دیوید و با کمی قانع کردن از طرف مادرش، سایمون فرصتی برای برآورده کردن خواستههای عمویش میبیند و این دو تصمیم به ازدواج میگیرند، اما قبل از آن به نیویورک سفر میکنند تا با خانواده یهودی ارتدوکس روزالی ملاقات کنند. در حالی که سایمون سعی میکند احساسات واقعی برای روزالی ایجاد کند، با احساساتش نسبت به پسرعمو تازهعروسیاش دیوید دست و پنجه نرم میکند.