خط داستانی
کتنیپ در برف سرد و یخ زده است؛ اما فکر میکند شاید در این کریسمس گرسنه نماند. او یک خانه گرم با آتش دلپذیر و تعدادی موش گرم را میبیند که قرار است یک شام بوقلمون داغ و خوشمزه داشته باشند. کتنیپ با تظاهر به بابا نوئل به خانه نفوذ میکند. سپس با پرتاب تزئینات کریسمس موشها را به سمت سوراخشان میفرستد. پسرعمو هرمان با بوی وسوسهانگیز بوقلمون به خانه میرسد. موشهای غمگین به هرمان نشان میدهند که چرا در سوراخ یخزدهشان میلرزند. اما هرمان باهوش نمیگذارد که یک گربه کثیف روحیه تعطیلات همه را خراب کند.