خط داستانی
پاریس، ۱۸۳۰. فلور دو ماری از فقر نجات مییابد توسط رودولف مرموز، که در واقع دوک بزرگ ژرولشتاین است و به صورت ناشناس به دنبال یک فرزند نامشروعی که روزگاری داشته، میگردد. این موضوع اصلاً مورد پسند سارا مک گرگور، معشوقه فعلی او نیست که فلور را ربوده و در زندان سنت لازار حبس میکند.