خط داستانی
موش کوچک روکفور از موسیقی رادیو ماشین لذت میبرد و این باعث ناراحتی پرسی پُس میشود که در نزدیکی در حال خواب است. پرسی به دنبال روکفور میافتد و موفق میشود او را بین قاب در و پنجره ماشین زندانی کند. موش آزاد میشود و روی بوق ماشین میافتد که گیر کرده و به شدت صدا میکند. پرسی ماشین را پاره میکند و دوباره به دنبال روکفور میرود و این دو در یک ماشین فراری به هم میخورند. پرسی در بیمارستان با باندهای دورش است اما خوشحال است زیرا خواب بیصدا را پیشبینی میکند. خواب او با هماتاقی بیمارستانش، روکفور، که رادیو روی میز را روشن میکند، خراب میشود.