خط داستانی
در یک پارودی موسیقایی از "کلبه عمو تام"، بردهها تن به تن پنبه میچینند، سایمون لگری با شلاق به عمو تام تهدید میکند و کراز به او کمک میکند تا با استفاده از تکههای یخ که از کامیون یخ ریخته شده، از دست او فرار کند. وقتی او میمیرد و به بهشت میرود، کراز سعی میکند سنت پیتر را فریب دهد تا او را هم به داخل راه دهد، اما او به موقع به زمین میافتد و بیدار میشود، این همه یک کابوس است که او در تئاتر در حال اجرای یک نمایش "تاممر" داشته است.