خط داستانی
در سواحل سولو، قبیلهای دریانورد زندگی میکند که تحت فرمان داتو تنبوانگ است. نوهاش، میندا، به دانو، یک ماهیگیر جوان و خوشچهره که تعدادی مروارید چشمگیر به داتو تقدیم میکند، نامزد شده است. اما، یک مهمان در جشن عروسی دانو و میندا، حاجی رازول، رئیس قبیلهای دیگر است که احساساتی نسبت به میندا دارد.