خط داستانی
زازی، ستاره راک که زمانی پویاست، در جوانی از حرکت بازنشسته شده و به شیبارا در توکیو رفته است. اکنون زمان خود را صرف ضبط زندگی خود با ویدیو میکند اما نمیتواند هوادارانش را کنار بگذارد. دوستان سابق گروه میخواهند کنسرت دوباره برگزار شود، دوستدختر سابقش میلیدو نمیگذارد؛ کارمندان دفتر و گارسونهای بار خوراکی همچنان او را بت میپرستند. اما سونا که ساکت و کمی تهدیدآمیز است او را روز و شب نگاه میکند. زازی به هیچ کس پاسخ نمیدهد و به هیچ چیز متعهد نمیشود. از یک سو انتظار رو به افزایش و تخیل رو به رشد و از سوی دیگر تصمیمگیری مردد و سکوت. چیزی باید تغییر کند…