آنا منشی شخصی یک صنعتگر ثروتمند است که عاشق دوست چپگرای دختر رئیسش، کارلو میشود. آنا تقریباً تمام ارتباطاتش را با رئیسش قطع میکند (که او نیز لحظات عاشقانهای با او داشته است) و پس از اینکه با دانشجوی دانشگاه کارلو زندگی میکند، سعی میکند برای هر دو تأمین مالی کند، اما به زودی در پیدا کردن فرصتهای شغلی شکست میخورد و به دنیای کثیف مواد مخدر و فحشا سقوط میکند. برادر راستگرای کارلو از او میخواهد که رابطهاش را با دختر صنعتگر قدرتمند آغاز کند تا آزادی مالی برای بقیه عمرش تضمین شود.