خط داستانی
ماریسلا و مادرش اوژنیا از السالوادور به ایالات متحده فرار کردهاند با امیدهایی برای ساختن زندگی بهتری. به دلیل عدم یافتن شغل در حرفه معلمی، اوژنیا به عنوان خدمتکار خانهدار شبانهروزی برای خانواده ثروتمند گانیِت میشود. درگیری هنگامی رخ میدهد که ماریسلا با استای گانیِت نوجوان برخورد میکند؛ استای از حضور او در خانه و مدرسه کینه دارد. آیا ماریسلا میتواند دوستی استای را به دست آورد و در عین حال به اصول و ارزشهای خود وفادار بماند؟