خط داستانی
لاوراسیید ایجی، عنوان Sami اصلی به معنای «زمانی در پاییز» است. از دیرباز زمانی بود که مردم سامی گرازهای آغل میکردند. پسری سامی به شکار در این فصل رویا میبیند. ناگهان آواز میشنود که پیش از این هرگز نشنیده بود — جویک نام دارد. او به دختر آفتاب عشق میورزد. برای نگهداشتن او باید سه روز و سه شب در چادر آتش روشن نکند. در شب ابری اما شانس میآورد، اما ستاره که پدر اوست از طریق شکافهای ابر او را میبیند و به خانه میبرد. پسر دختر آفتاب را از دست میدهد اما قدرت جویک را میآموزد. گلهای بزرگ از گوزنهای نموده به دست میآورد و عشق بزرگترین را تجربه میکند.