خط داستانی
کارلوس همیشه رویا داشت بازیگر شود او هجده ساله است و با بهترین دوستش پولیلا در پارک تفریحی جزیره ماجیکا در سپانیا کار می کند هر دوی آنها وقتی کودکی بودند قول داده بودند که زیاد کار کنند تا به موفقیت برسند در نهایت وارد دانشکده هنرهای نمایشی مادرید می شوند و دوران نوجوانی با عشق به زیبایی به هم می ریزد دیانا که در پارک کار می کند برای بازی در کارمن نقش آفرینی می کند عاشق کارلوس می شود اما پولیلا با طرحی برای دستیابی به دل دیانا به او کمک می کند آیا عشق پیروز می شود یا وسواس رویداد با نویسندگی رولند هر