خط داستانی
دختر خارجی هیلدا به شفیق، جوان بدوی که در یک روستا در بیابان زندگی میکند، دل میبازد. وقتی عموی او، عبدالقادر، کشته میشود، روستاییان شفیق را به قتل او متهم میکنند و او مجبور میشود به همراه اعضای یک باند که به آن میپیوندد، به بیابان فرار کند.