خط داستانی
راجن در حالی که در کارش موفق است اما زندگی خانوادگی خوشی ندارد همسرش نالینی آرزوی دریافت فلوشیپ در دانشگاه هاروارد دارد و از همسرش و فرزندش بابومون جدا میشود. وقتی پدرش مدهان و از معلمان بازنشسته مدرسه بیمار می شود، راجان همراه خانواده به خانه اجدادی خود بازمی گردد. خواهر بزرگوار راجان، ویشلام، خواهر کوچک تر سیته لهکشمی و شوهرشان پدمانابان به دیدار پدر می آیند تا با او ملاقات کنند اما سلامتی اش جدی است. دختران ماداوان و عروس ها با روش های خود برای دیدار با پدر در حال بیماری هستند. در بیماری خود، ماداوان علاقه دارد با نوشیدن فرزندش Ammukutty، Ammu مراقبت از عمو بیمار دارد. کودکان راجان به جز او Ammu نیست که به پدرش رسیدگی می کند. راجان خاطرات جوانی با Ammu را به یاد می آورد.