خط داستانی
هانزل پاشا با دوستی پسرش کمال و انتار افندی مخالف است، زیرا او معتقد است که انتار افندی دلیل فساد اخلاقی کمال است، اما حقیقت برعکس است. او سعی میکند کمال را مجبور به ازدواج با گمالات کند، که عاشق انتار افندی است، بنابراین کمال تصمیم میگیرد سفر کند و فرار کند و رویدادها شدت میگیرد.