خط داستانی
مکس در یک لحظه بسیار ناراحتکننده با کنتس دوویین ملاقات میکند، زیرا او تازه متوجه شده است که سوارکارش نمیتواند بر روی اسبش که مورد علاقه برای جوایز مالک است، سوار شود. مکس با شیوه غیرقابل مقاومتش داوطلب میشود که به جای سوارکار سوار شود، کنتس از او تشکر میکند اما نمیتواند پیشنهادش را قبول کند، به خاطر وزن زیادش. مکس شجاع، بدون هیچ ترسی، تصمیم میگیرد وزنش را کاهش دهد. پس از دویدن یک مایل با یک دمبل چهل پوندی، او مانند یک پارچه خیس به نظر میرسد، اما با شجاعت به یک حمام ترکی میرود. این درمان مکس را به وزن مناسب میرساند و بر روی اسب کنتس سوار میشود. مکس در هر قدم از مسابقه سخت میجنگد، اما نه تنها مسابقه را میبرد، بلکه کنتس را نیز به دست میآورد.