خط داستانی
در دهکده ای کوچک نھی با روح جاویدان مار برخورد می کند و عاشق او می شود. او از مار حامله می شود اما به همسرش چیزی نمی گوید. زمانی که شوهر حقیقت را می فهمد، هر دو یعنی نھی و روح جاویدان مار را می کشد. یکی از مارهای کوچک از شکم نھی فرار می کند و توسط جاودان دیگری بزرگ می شود. به تدریج مارها به زنی زیبا تبدیل می شود و قصد دارد رابطه ای دیگر را آغاز کند.