خط داستانی
در حومه ای با کلاس کارگری کلن، دو دوست بیکار به نام های مایک و آلفرد روزهای خود را میان میخوردن در کنار غرفه های آبجو میگذرانند و به دنبال کار میگردند. وقتی رستو، دوست قدیمی شان با نقشه ای برای احیای یک کیوسک متروک ظاهر میشود، به نظر میرسد که فرصتی برای دگرگون کردن اوضاع فراهم شده است. اما با روشن شدن مقاصد مشکوک رستو، مایک به کار میپردازد در حالی که آلفرد توسط یک صندوق دار فروشگاه زنجیرهای به نام کاتی منحرف میشود و رؤیای کیوسک از هم میپاشد