خط داستانی
در مونته وِدیو، سونیا از مادر ناتوانش مراقبت میکند، در کارخانه پوشاک کار میکند و آیندهای ناچیز دارد. همسایهاش مودِستو نامههای ناشناس برای او مینویسد. مادرش دشوار است و از مرگ میترسد. سونیا با ارنستو، نرسیار، آشنا میشود و بالاخره شاید در زندگیاش امکانهایی باشد. آیا آزادی فرا میرسد؟