خط داستانی
در آمریکای جنوبی، آرتمیو سنگتراش جوانی است که به جنبشی انقلابی میپیوندد که اعضایش برگوئتُن، سربازی بیکار؛ دومینگو آستِدوِ، قمارباز وسواسی؛ دون باچتا، یک آنارشیست بازنشسته؛ و اوا، دختری فرانسوی است که آرتمیو عاشقش میشود. این گروه کوچک پنهانی قصد اجرای حملهٔ تروریستی دارند. عشق و دوستی این توهم را حفظ میکند اما احساسات در فضای بستهٔ همزیستی به افراط میرسد و نقابهای اخلاقی کنار میرود و کارایی اقدام جمعی نیز بیاثر میشود.