خط داستانی
خویشاوندان هارو و رتنو دارای حس ششم هستند. هارو می تواند ارواح را ببیند و رتنو حضور آنها را حس می کند. این تجربه مشترک از کودکی آنها را به یکدیگر نزدیک کرده است. رتنو نیز به هارو عشق می ورزد اما هارو احساس می کند که امکان داشتن رابطه عاشقانه با خویشاوندش وجود ندارد. پس از بزرگ شدن، او برای تحصیل به مؤسسه هنرهای jakarta میرود و سپس با rianti دیدار می کند. رتنو هنگامی که می فهمد دلش می شکند و در یک سانحه رانندگی شرکت می کند. مرگ رتنو نگرانی هارو را افزوده و ازدواج ریانت را تحت تاثیر قرار میدهد. هارو به قسمش با رتنو پایبند است که هرکس زودتر بمیرد باید به زندگی بازگردد تا دربارۀ جهان پس از مرگ به زندهها بگوید.