خط داستانی
نیروی اصلی در این داستان کودکان هستند—گروه دختران و پسران بازیگوشی که همیشه می توانند بازی کنند. آن ها یک آمپرای قدیمی را در کف دریا پیدا می کنند. از آن جا که آمفورا وجود دارد باید یک کشتی جنگی هم باشد. غار رمزآلودی وجود دارد که کاپیتان بدون دست می ماند و با بارهای کامل بیرون می آید. این جستجو از این رو آغاز می شود. کودکان و بزرگسالان به آن شوق دارند. به جای کشتی جنگی، حقیقتی پیدا می کنند: «برای خوش بودن، به چیز زیادی نیازی نداریم».