خط داستانی
در یک روستا نزدیک سچونسونگ در چین، هر بار که کلاغها در شب قوقولی قوقو میکنند، یک دختر روستایی میمیرد. وقتی دختر کی سئوک-بک، یی-هوا، نیز میمیرد، داماد سئوک-بک، جین-رانگ، بر روی خواهر زن خود، یئون-هوا، نظارت میکند. روح کلاغ از درگیری با جین-رانگ اجتناب میکند و یک لوله بامبو به جا میگذارد. با مرگ همسر جین-رانگ، روح کلاغ در او تجسد مییابد. روح کلاغ میخواست کی سئوک-بک و خانوادهاش را بکشد زیرا او جو و دخترش بو-یونگ را که در آن زمان با جین-رانگ نامزد بود، کشته بود تا جین-رانگ را به دخترش بدهد. مادر و دختر روح حقیقت مرگ خود را به جین-رانگ میگویند و پس از کشتن سئوک-بک میروند.