خط داستانی
رُوزاریو تیسِراس در عمر خود توسط مردان آزار دیده است؛ ابتدا توسط پدربزرگش. سالها بعد به عنوان یک قاتل مزدور کار میکند، مردان را فریب میدهد و در زمانی که انتظار ندارند میکشد. او با ایمیلیو که زندوست ثروتمندی است و دوستش آنتونیو در یک باشگاه شبانه آشنا میشود و با ایمیلیو وارد رابطه عاشقانه میشود در حالی که احساسات آنتونیو نسبت به او بیشتر میشود. اما شرایط او را به آنتونیو نزدیکتر میآورد تا اینکه گذشتهاش به شکلی ویرانگر به سراغش میآید.