خط داستانی
مردان جوان Štěpán، Ludvík و Karel در خارج از کشور دوست شدند، جایی که در طول جنگ جهانی دوم جنگیدند. اکنون آنها به خانه بازگشتهاند و در مورد آیندهشان فکر میکنند. Štěpán یک طراح است، بنابراین یک کارگاه تعمیر خودرو راهاندازی میکند. برای Ludvík نیز کاری وجود دارد، در حالی که Karel در کارخانه خودرو Omega مشغول به کار میشود. با این حال، کارآفرینان جوان همه در بدهی هستند و کسب و کارشان رونق نمیگیرد. Štěpán یک کاربراتور خودرو اختراع میکند، اما هیچ راهی برای آزمایش آن ندارد. در بزرگترین نیازش، خبر میرسد که Štěpán از عمویش در آمریکای جنوبی ارث خواهد برد...