خط داستانی
یک داستان پریانی مدرن درباره احساسات عادی و رویدادهای فوقالعاده. افکه و ثالیای هر دو سی سالهاند وقتی در فروشگاهی کفش با هم روبهرو میشوند. هر دو پس از این اتفاق با یکدیگر به طور تصادفی کفشهای جدید یکدیگر را میگیرند و تصمیم میگیرند برای بیست و چهار ساعت زندگی یکدیگر را عوض کنند. هر دو از زندگی خود ناراضیاند و به دنبال چمن سبزتر در سوی دیگر فنس هستند — تنها به این نتیجه میرسند که چمنها همیشه سبزترند تا از نزدیک ببینند.