خط داستانی
داستانی ضربتی از عشق، فریب، خیانت و بقا در پسزمینهٔ اعتصاب معدنچیان در سالهای ۱۹۸۴-۱۹۸۵. میشل با گری، معدنکاری جوان که با آغاز اختلاف میان دولت تاچر و اتحادیه ملی معدنچیان اعتصاب میکند، ازدواج کرده است. در عین حال، شوهر خواهرش، پل، پلیس محلی است. پل هر چه بیشتر در مخالفت با اعتصاب پر حرف میشود و در کنار او، لیندا شاهد است که زنان جامعهٔ او ناگهان صدایی و استقلالی پیدا میکنند. صحنه برای تقابلهای سیاسی و شخصی فراهم میشود که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.