خط داستانی
اسمان یک حسابدار با زندگی آرام و ازدواجی شاد است. شرکای شرکتی که او در آن کار میکند، با هم دچار اختلاف میشوند و تصمیم به جدایی میگیرند. در این فرآیند، آنها پول شرکت را به اسمان میسپارند که به او اعتماد کامل دارند. پس از پنهان کردن جعبه پول در جایی، اسمان در یک تصادف رانندگی درگیر میشود. کارادانا، اوباشی که اسمان را به بیمارستان میبرد، به او خون میدهد. به دلیل تصادف، اسمان دچار فراموشی میشود و به طور کامل به خاطر خون کارادانا تغییر میکند.