خط داستانی
اِثل دَن و جک بلکِنی با وجود مخالفتِ پدر ایثل، دلباختهاند. آقای دَن تازهً به این زوج جوان تذکر داده است که ناگهان از سویِ دختربهدختِ جذابِ کولی گرفتار میشود. وقتی وضعی بیگناه اما هماهنگکننده روی میدهد، شوهر کولی، تونی، ظاهر میشود و در مکانی مشخص درخواستِ یکهزار دلار برای فرار از بمب ایتالیایی میکند. ایثل و جک یادداشت را پیدا میکنند، از این رو وقتی دُن پول را میگذارد، جک تونی را دستگیر میکند و پول را به اعتبارِ ایثل منتقل مینماید. با رسیدنِ خانه پدر نورتن از شجاعتِ بزرگِ او در خنثی کردنِ نقشهٔ کولی حیلهگر میگوید، اما جک و ایثل نقشِ خود را در این کمدیِ کوچک فاش میکنند.