خط داستانی
کودکان بی گناه روستا از بازی در روستا شادند و آوازهای آمادگی می خوانند. چنین صحنه ای دیگر وجود ندارد. کودکان روستا از همانجا ناپدید می شوند، بزرگترها دچار وحشت می شوند و مادرِ سالخورده ی یک چشم و یک چشم روستا می گوید که انجیل ببر افسانه ای دوباره بیست سال بعد ظاهر شده است. از آنجا که پرونده غیرعادی است، پلیس ماموران جوان برجسته ای را اعزام می کند.