خط داستانی
هیچکس در فرماندهی عالی باور نداشت که نیروهای آلمانی در دماهای زیر صفر و شرایط نزدیک به طوفان برفی حمله کنند. با آغاز حمله پیشدرآمد، و از آنجا که ارتباطات قطع شده است، گروهبان اسمیت چارهای جز این ندارد که از میان آتش دشمن، بدون سلاح و زخمی، به شهر برود و از حمله قریبالوقوع هشدار دهد. بر اساس روایتهای واقعی، "جنگ هر مرد" به بررسی رویدادهای قهرمانانه این کهنهسرباز با مدال و مبارزه بین وظیفه و آرزو میپردازد. بین چشمانداز زندگی و عشق، دورین که در خانه منتظر است و واقعیتهای سخت جنگ که دورهای حیاتی در زندگیاش را رقم میزند، او درمییابد که از دست دادن امید میتواند بدتر از از دست دادن زندگی باشد. شجاعت یک مرد... امید یک مرد... جنگ هر مرد.