خط داستانی
این فیلم داستانی دلنشین از آلبرتیتو را روایت میکند، یک کلیسار در یک کلیسای روستایی که در فلشبک طولانیای درباره زندگیاش و عشق عمیقش به مادرش و مریم مقدس صحبت میکند، هر دو «مادران عزیز» (مادران بسیار دوستداشتنی). از کشف هویت جنسیاش تا اولین عشقش، از خدمت سربازی تا سکونت در شهر بزرگ، تجربه شخصی او تاریخ اسپانیا را از دوران دیکتاتوری فرانکو تا دستیابی به دموکراسی به تصویر میکشد. درامی بولورکی که همزمان گرایش همجنسگرایانهی قهرمان و باور مذهبی او را به یک تعهد واحد و شورانگیز و بیتزلزل تبدیل میکند.