خط داستانی
داگلاس المور، نویسندهای الکلی و نگهدارندهای است که توسط تصاویری از همسر مردهاش آزار میبیند و توسط نیروهای ماورایی که به دنبال انتقام از اعمال گذشتهاش هستند، تحت تعقیب قرار دارد. وقتی مستأجران در راهروها و پلههای ساختمان آپارتمانیاش به قتل میرسند، داگلاس به یک فاحشه بیخانمان و جذاب به نام کارنا مشکوک میشود که در روز در زیرزمین او میخوابد و شبها در شهر خالی پرسه میزند. اما با افزایش تعداد اجساد، داگلاس بین وسواس فزایندهاش نسبت به کارنا و تهدید تبدیل شدن به یک مظنون اصلی در تحقیقات قتل دچار تردید میشود. داگلاس باید منبع شر موجود در ساختمان قدیمی هگاستون را پیدا کند قبل از اینکه رازهای گذشتهاش به سراغش بیایند و او را نابود کنند.