خط داستانی
دورو، پژوهشگر باوجدان و آرام اما تنبل زندگی شهری، مأمور انجام بررسی پستانداران در پناهگاه حیات وحش کُدايکانال در تَمِیل نادو میشود. با نقشههای چهل ساله و دستگاه جی پی اس، او باید پیاده در پارک گشت بزند و از یک قبیله بومی به نام درای که راهنما میشود بهره میگیرد. دشواری کار به طور فوری آشکار میشود؛ علاوه بر چالش فیزیکی، او با دستیار سرکش خود دست و پنجه نرم میکند. در کنار مصرف بالای الکل درراى و ترس از مقامات، اوضاع پیچیدهتر میشود. در طول سفر دوستی غیرمنتظرهای بین آنها شکل میگیرد و رابطهای برابر بین دو نفر به وجود میآید. وقتی حادثهای او را به روستای درای میبرد، پردهای از تمدن از چشمهای دورو کنار میرود و نگرشهای او نسبت به محرومان دگرگون میشود.