خط داستانی
در سال هزار و سیصد و سیین جنگ آغاز میشود هنگامی که آدولف هیتلر طرحی برای کشتار جمعی معلولان را اجرا میکند و اسایس بیماران را از موسسات به مراکز قتل نقل میکند اینفراستریکچر است او را میپزد نمیتواند صحبت کند کارکنان تصور میکنند او نمیفهمد اما او همه چیز را میبیند او بسهای پر از بیماران را میبیند که میروند و خالی برمیگردند وقتی نوبت او میشود میداند چه در راه است زندان شده چه امیدی میتواند باشد داستان مقاومت زنی است که به تنها روشی که میتواند مقاومت میکند براساس واقعیتها