خط داستانی
پولیدور یک هیپوکندریاک است، بنابراین به یک هیپنوتیست مراجعه میکند تا با نوروزهایش کنار بیاید. هیپنوتیست از یک پر برای هیپنوتیزم کردن او استفاده میکند، اما به درستی آن را خاموش نمیکند، بنابراین پولیدور با دیدن هر چیزی که پر دارد به حالت خلسه میرود. این بدان معناست که او در یک حالت غیرممکن خم میشود و راه میرود.