خط داستانی
مادن کینارد زنی مضطرب با گذشته ای تیره است که پس از هشت سال از دست دادن مادرش به خانه باز می گردد؛ به محض بازگشت با خاطراتی به یاد ماندنی از کودکی روبه رو می شود. لیندزی، دوستی دوره کودکی مادن با ذاتِ ماجراجو، از حضور او آگاه است و قصد دارد دوستی قدیمی را دوباره برقرار کند. در خانه اتفاقاتی عجیب و غیرقابل توضیح رخ می دهد هنگامی که دوستان قدیمی به هم می رسند و با تخته اوجا بازی می کنند. لیندزی به دلیل کنجکاوی نسبت به قدرت بی چون و چرای تخته تسلیم می شود و اجازه می دهد تا آن موجود ناشناخته آن را تسخیر کند. مادن باید ترسهای عمیق خود را غلبه کند و راهی بیابد تا لیندزی را آزاد کند و حضور ترسناک را از خانه رها سازد