خط داستانی
زمانی که مولی فلاورز که با زورگویی روبروست از پسرو بودن خود ابراز انزجار می کند، مادرش که مست و به دنبال داروهای خود است داستانی برای شوکه کردن او و تشویق به دیدگاهی همدلانه تر می سازد. داستان این که مولی درواقع پسری به نام بردفورد دیلمن بوده است اما به خاطر اشتیاق مادر به دختر کوچکی، از دکترها خواسته تا اندام تناسلی خود را قطع کنند. شیء ناراحت کننده برای مولی در جعبه کفش بالای کمد لباس نگهداری میشود که اکنون بر تمامی کارهای او سیطره دارد. تخیل پرجنب و جوش مولی به حضور بردفورد دیلمن تبدیل میشود. وقتی مادر از هرگونه دانشی نسبت به داستان انکار میکند، از کجا مودی به چه کسی باور دارد؟